تبليغاتX
دانلود نرم افزار و موزيک و عکس و فیلم
 

 


                     دانلود نرم افزار و موزيک و عکس و فیلم              

 




 

درد و دل

آثار بجا مانده از يك عاشق :

نويسنده :

دوستان

دوستان عاشق

موضوعات :

آمار وبلاگ :
طراح قالب:

لوگوي دوستان

كد جاوا :
 
همه چيز درسينماي ايران ممكن است

مينا اكبري - حسين ذوقي: مهتاب كرامتي امسال با دو فيلم <آتش سبز> و <حس پنان> در جشنواره فيلم فجر حضور داشت. اگر فيلم <زن‌ها رشته هستند> به جشنواره مي‌رسيد و فيلم <ترديد> به‌دليل بيماري واروژ كريم‌مسيحي متوقف نمي‌ماند، امسال شاهد نمايش 4 فيلم از اين بازيگر در جشنواره بوديم. او با اين‌كه به‌عنوان سفير صلح سازمان ملل شناخته مي‌شود، اما فعاليت‌اش رد سينما كمتر نشده و حتي بيشتر هم شده است. گفت‌وگويمان را با او مي‌خوانيد.

با نگاهي به كارنامه‌ات در يك‌سال گذشته، دو فيلم روشنفكرانه داشتي و دو فيلم از سينماي‌بدنه. انتخاب اينها به چه شكلي بود؟ سال گذشته تنها در يك فيلم از جريان خاص سينما حضور داشتي. انتخاب‌هاي امسال بر چه اساسي بود؟

وقتي يك پيشنهاد به من، به عنوان يك بازيگر مي‌شود، مي‌بينيم كه از چه منظري به نفع من است. قطعا كار كردن با آقاي محمدرضا اصلا‌ني چيزي است كه من ترديدي در انتخاب آن نداشتم. زماني كه مي‌خواستم وارد دفتر توليد فيلم آتش سبز بشوم، رفتم كه بگويم هستم. مي‌خواستم با پروژه آتش سبز همكاري كنم.

البته اصلا‌ني در سينماي داستاني سابقه چنداني ندارد. او در جريان سينماي مستند چهره شاخصي است و تنها تجربه داستاني‌اش فيلم <شطرنج باد> است كه در زمان خودش كمتر مورد توجه قرار گرفت.

شناخت من از آقاي اصلا‌ني فراتر از ديدن فيلم‌ها، ارتباط كاري با شاگردان او بود. من با برخي از آنها مثل اميد بنكدار و كيوان علي‌محمدي كار كردم و از كار با آنها بسيار راضي بودم.

خيلي از كارگردان‌ها شاگردان خوبي دارند اما الزامي نيست كه كارگردان خوبي باشند. يك استاد خوب در سينما لزوما كارگردان خوبي نيست.

خب، من در اين مورد خاص چنين نظري داشتم و با اطمينان در پروژه <آتش‌سبز> حاضر شدم.

براي فيلم ترديد واروژ كريم مسيحي چطور؟

من هميشه علا‌قه‌مند بودم كه واروژ كريم مسيحي مجددا فيلم بسازد. فيلم <پرده آخر> حسرت كار كردن با اين كارگردان را در من صدچندان مي‌كرد. وقتي ترديد آغاز شد خيلي خوشحال شدم. حالا‌ هم اميدوارم كه اين اتفاق به خوشي تمام شود و واروژ كريم مسيحي بتواند اين پروژه را به اتمام برساند، چون مطمئنا كار ماندگاري در سينماي ايران خواهد بود.

پس جريان فيلم <آدم> چيست؟ اين فيلم نه كارگردان شناخته‌شده‌اي داشت و نه اين تضمين وجود داشت كه در نهايت فيلم خوبي ساخته شود.

مديران دفتري كه اين فيلم را توليد مي‌كردند را از قبل مي‌شناختم. من با آنها تجربه‌هاي خوبي مثل <بهشت از آن تو> را داشتم. وقتي فيلمنامه را خواندم به نظرم خوب و جذاب بود. از طرف ديگر فيلم قبلي <عبدالرضا كاهاني> را ديدم. كار كردن با كارگردان‌هاي جوان هميشه جذابيت‌هاي خاص خودش را دارد. بنابراين اصلا‌ پشيمان نيستم. تجربه‌هاي خوبي هم به دست آورده‌ام. به نظرم ايده‌هاي جوانان در سينما هميشه مي‌تواند راهگشا باشد.

خيلي‌ها معتقدند يكي از دلا‌يلي كه فيلم آتش سبز دچار پراكندگي است به دليل اتفاقاتي است كه سر صحنه فيلمبرداري فيلم آتش سبز افتاد و منجر به مجروحيت پگاه آهنگراني شد. چون خيلي از پلا‌ن‌هاي فيلم حذف شد. شما هم بازي‌‌هاي رودررو با او داشتيد. به نظرتان اين اتفاق ضربه‌اي به اين فيلم نزد؟

فكر نمي‌كنم فيلم از اين لحاظ مشكل داشته باشد. اصلا‌ني آن‌قدر باتجربه است كه اجازه ندهد با حذف يك بازيگر، فيلمنامه‌اش دچار نقصان شود. به هر حال همه عوامل و گروه فيلمسازي از اين اتفاق ناراحت شدند. اين اتفاق به هر دليلي افتاد، همه از اين جريان ناراحت بودند. اما زماني كه اين اتفاق افتاد تقريبا 80 درصد فيلم گرفته‌شده بود و چيزي از پلا‌ن‌هاي پگاه باقي نمانده بود.

مسلما پيشنهادهاي زيادي در زمينه بازيگري به شما مي‌شود. <آتش سبز> به غير از اينكه نوشته و كارگرداني اصلا‌ني است، چه چيزي داشته كه شما را جلب كرد؟

فيلمنامه بسيار عجيب و پرپيچ و خم است. من شخصا خاطره خوبي از اين داستان داشتم. اين داستان را مادر بزرگم در زمان كودكي بارها و بارها برايمان تعريف كرده بود. از طرف ديگر ديالوگ‌نويسي بسيار زيبا، جذاب و در عين حال براي من سخت بود. وقتي فيلمنامه را خواندم به آقاي اصلا‌ني گفتم كه من خيلي از ديالوگ‌ها را نمي‌فهمم. اينها ديالوگ‌هايي بود كه اصلا‌ني سال‌ها روي آنها كار كرده بود و تغيير دادن آنها سخت بود. اما نبايد فراموش كنيم سينماي ايران اين روزها از كمبود فيلمنامه خوب و عميق به‌شدت ضربه مي‌خورد. فيلمنامه‌هايي كه به اسطوره‌ها و تاريخ ايران‌زمين بپردازد و چنين فيلمنامه‌هايي بسيار غنيمت است.

با اين حساب فيلمنامه آتش سبز هم از آن‌ور بوم افتاده است. وقتي شما به عنوان بازيگر ديالوگ را متوجه نشده‌ايد، تماشاگر چگونه فيلم را بفهمد؟

ديالوگ‌هايي نوشته شده كه براي من احتياج به توضيح داشت.

يعني يك نفر بايد به تماشاگر هم توضيح بدهد؟

نه، آن چيزي كه اصلا‌ني براي ما توضيح مي‌داد مربوط مي‌شد به آكسان‌گذاري و نوع اداي كلمات. وقتي به‌درستي جملا‌ت ادا شود معناي آن كاملا‌ منتقل مي‌شود.

فكر مي‌كنيد تماشاگر با اين فيلم ارتباط برقرار كند و در اكران عمومي موفق شود؟

نمي‌دانم، قطعا يك مقدار برايش سخت خواهد بود. اما از آن دسته فيلم‌هاست كه هر كسي بايد يك‌بار آن را ببيند و اگر كسي از فيلم خوشش بيايد براي بار دوم هم آن را ببيند، قطعا متوجه خيلي از ريزه‌كاري‌ها و جزئيات هم خواهد شد. اما به هر حال فيلم مورد پسند تماشاگر سينماي عام نيست.

يعني اين فيلم را بايد دو بار ديد؟

بله اين فيلم بايد دو بار ديده شود.

اين به نظر شما حسن فيلم است؟

فيلم پيچيدگي الكي ندارد اما براي درك زيبايي آن دو بار دين فيلم بهتر است.

در يك دوره‌اي شما بيشتر در فيلم‌هاي سينماي‌بدنه حضور داشتيد. اما چند سالي هست كه به سمت جريان روشنفكري سينما آمده‌ايد. آيا اين رويكرد به خاطر حضور شما در يونيسف است. يعني اينكه خواسته باشيد چون سفير صلح يونيسف هستيد چهره‌اي روشنفكرانه در بازيگري پيدا كنيد؟

من اين طبقه‌بندي را نمي‌پذيرم.

مثلا‌ وقتي در فرانسه براي شما بزرگداشتي مي‌گيرند يكي از همين فيلم‌هاي جريان روشنفكري را در آن مراسم پخش مي‌كنند.

البته آن فيلم را من انتخاب نكردم. فيلم را خود برگزاركنندگان انتخاب كرده بودند. نمي‌شود اين حرف را پذيرفت. من هميشه دوست دارم كارهاي جديد را امتحان كنم.

به هر حال شما بازيگري هستيد كه مي‌توانيد مداوم در جريان سينماي بلند حضور داشته باشيد. اما جريان روشنفكري در سينماي ايران هميشه مهجور بوده است. اكران درستي نداشته و خوب ديده نمي‌شده است. چرا اينقدر علا‌قه داريد كه در اينگونه فيلم‌ها بازي كنيد؟

من به هر دو جريان علا‌قه دارم. دوست دارم كه در هر دو حضور داشته باشم.

علا‌قه‌تان به سمت سينماي روشنفكري بيشتر است؟

نمي‌شود خيلي قاطع جواب داد. اما بله. علا‌قه‌ام به اين نوع سينما هميشه بيشتر بوده است، اما به همان دلا‌يلي كه شما گفتيد مثل مهجور ماندن و بي‌اعتنايي به آن سعي كردم در سينماي‌بدنه هم فعاليت كنم.

وقتي كه بازيگران ما، به‌خصوص آنهايي كه ستاره هستند در فيلم‌هايي حضور پيدا مي‌كنند كه از ديدگاه منتقدين ضعيف هستند براي جبران اين قضيه به ديگر سو مي‌روند. يعني در فيلم‌هايي حضور پيدا مي‌كنند كه منتقدين و روشنفكران آنها را بپذيرند، كمااينكه مورد پسند مردم واقع نشود.

اين تحليل مي‌تواند تا حدودي درست باشد. به هر حال ما به عنوان بازيگر دوست داريم از طرف طبقه‌هاي مختلف جامعه تاييد شويم. اين تاييد در هر جرياني متفاوت است. من مي‌خواهم تماشاگر را از هر نوع راضي كنم.

تماشاگر مهتاب كرامتي را به عنوان يك ستاره سينما مي‌شناسد. وقتي كه عكس شما روي بيلبورد فيلم، سردر سينماها قرار مي‌گيرد، تماشاگر توقع دارد كه فيلمي ببيند كه مولفه‌هاي مورد علا‌قه‌اش در آن رعايت شده باشد. فكر نمي‌كنيد حضور شما در يك‌سري فيلم‌هاي متفاوت اين جريان باعث مي‌شود تماشاگر را بيازارد، همانگونه كه چنين تجربه‌هايي وجود داشته است. تا جايي كه تماشاگرها حتي شيشه‌هاي يك سينما را شكستند.

كاملا‌ با اين حرف موافقم. خيلي از كارگردان‌ها عقيده دارند كه داستان فيلم خودشان را لو ندهند. اما به نظرم در اينگونه فيلم‌ها كه اتفاقا ستاره‌ها هم در آن حضور دارند بايد داستان‌هاي خود را به مخاطب بگويند. مخاطب با پيش‌زمينه بايد بتواند انتخاب كند. نبايد اين اتفاق بيفتد كه فيلم‌هاي جريان روشنفكري را مخاطب براساس چهره‌هاي سينمايي انتخاب كند.

ستاره كسي است كه تماشاگر به خاطر او بليت فيلم را مي‌خرد. حالا‌ مهم نيست كه فيلم چه هست. اين اتفاقي است كه هميشه در سينماي ايران مي‌افتد. در هاليوود ماجرا كاملا‌ مشخص است. بازيگراني كه در سينماي ‌بدنه حضور دارند در اين جريان ثبات دارند.

به نظرم مي‌تواند اصولي داشته باشد. روشن كردن ذهن تماشاگر مي‌تواند يك راه‌حل باشد. راه‌حل ديگر انتخاب سينما است. يعني اين فيلم‌ها در سينماهاي خاصي اكران شوند. قبل‌تر اينگونه بود. مثلا‌ سينما عصرجديد از اين دسته بود. مخاطب خاص مي‌دانست فيلم‌هاي موردعلا‌قه او در عصرجديد اكران مي‌شود. ‌

به نظرم مي‌تواند اصولي داشته باشد. روشن كردن ذهن تماشاگر مي‌تواند يك راه‌حل باشد. راه‌حل ديگر انتخاب سينما است. يعني اين فيلم‌ها در سينماهاي خاصي اكران شوند. قبل‌تر اينگونه بود. مثلا‌ سينما عصرجديد از اين دسته بود. مخاطب خاص مي‌دانست فيلم‌هاي موردعلا‌قه او در عصرجديد اكران مي‌شود. ‌

ولي حالا‌ اين اتفاق نمي‌افتد. ‌

به هر حال من به عنوان بازيگر كار خودم را مي‌كنم. اگر من قانونگذار بودم به گونه‌اي ديگر عمل مي‌كردم. فقط مي‌توانيم اميدوار باشيم كه اين مشكل حل شود. ‌

فكر نمي‌كنيد اين آشفتگي باعث مي‌شود همين تعداد محدود تماشاگر سينماي ما هم سردرگم شود؟

من اصلا‌ به اين موضوع فكر نمي‌كنم. هر اتفاقي هم بيفتد از وضعيت فعلي پيچيده‌تر نمي‌شود. ‌

اين شكل كار بيشترين ضربه‌اش را به ستاره مي‌زند. بازيگر بايد تكليفش را با مخاطب روشن كند.

‌ نمي‌شود از يك بازيگر خواست كه صرفا در يك جريان خاص حركت كند. ‌

حضور در هر دو گونه فيلم باعث مي‌شود كه بازيگر هر دو نوع مخاطب را از دست بدهد. ‌

اين احتمال هم وجود دارد. معتقدم من، مهتاب كرامتي چند سال قبل حضورم در سينما را متوقف كردم و به سوي تئاتر رفتم. تئاتر معمولي هم نه، در يك تئاتر كلا‌سيك حضور پيدا كردم. به نظرم كار خوب را در هر جرياني بايد انجام داد. چه تئاتر باشد و چه تلويزيون و حتي در سينماي بدنه. ‌

تئاتر كمي خارج است از اين بحث ما. تئاتر تماشاگر خاص خود را دارد. ‌

اميدوارم كه بتوانيم روزي با سياستگذاري درست اين مشكل را حل كنيم. اين را هم در نظر بگيريد كه شروع حضور من در سينما با جريان روشنفكري بوده است. فقط مي‌توانم بگويم به اين نتيجه رسيده‌ام كه سينماي ما قانونمند نيست. ‌

پس مي‌خواهي اين راه را ادامه بدهي؟

شايد.

ادامه اين بحث نتيجه كاملي نخواهد داشت. شما با هدف خاصي كارتان را ادامه مي‌دهيد. ما هم نظراتي داريم كه شايد شما آن را قبول نداريد. ‌

قطعا همين‌گونه است. به نظرم من بايد بازي كنم و شما آن را نقد كنيد. يك نفر امكان دارد به من بگويد كه بيشتر كار تجاري كن و ديگري جريان روشنفكري را به من توصيه كند. ‌

اين شكل كار كه بازيگر هم حضور ستاره‌گونه دارد و هم حضور روشنفكرانه، در سينماي كشوري مانند فرانسه بيشتر از جاهاي ديگر وجود دارد. البته اصلا‌ اين دو سينما قابل مقايسه نيستند. در فرانسه همه چيز مشخص است. اكران‌ها مشخص است. مخاطب هم آن بازيگر را به اين شكل مي‌پذيرد. اما مخاطب سينماي ما با مخاطب سينماي فرانسه متفاوت است.

به هر حال اميدوارم كه اين مسير براي من مشكلي ايجاد نكند.

برسيم به فيلم‌هايي كه امسال كار كرديد. به نظر خودتان اين تعداد فيلم در يك سال زياد نيست.

تا به حال به اين موضوع فكر نكرده‌ام. امسال اين موقعيت‌ها براي من پيش آمد و از آنها استفاده كردم. در شرايطي كه هميشه انتخاب خوبي وجود ندارد از اين اتفاقات پيش مي‌آيد. شايد يك سال هيچ كاري را نپذيرم و سالي هم چندين كار را انجام دهم.

كارنامه امسالتان اما خيلي متفاوت است.

ببينيد من 3 سال گذشته اصلا‌ ايران نبودم. بعد از رستگاري در هشت و بيست دقيقه من تقريبا هيچ كاري نكردم. فكر نمي‌كنم آن يك سالي كه كار را رها كردم به كارم ضربه مي‌زند. زندگي شخصي براي من در اولويت است.

برسيم به فيلم حس پنهان...

نمي‌خواهيد در مورد داستان آتش سبز حرف بزنيم؟

چرا... اما گفتيد كه نمي‌توانيد داستان كامل را تعريف كنيد.

نه... آتش سبز داستان سنگ صبور است. دختري به يك قلعه وارد مي‌شود. تمام درهاي قلعه بسته مي‌شود و دختر در قلعه مي‌ماند. او شاهزاده‌اي را مي‌بينيد كه خواب است در سينه‌اش چند سوزن است. كتابي را مي‌بينيد و آن را مي‌خواند. مي‌فهمد كه اگر 40 روز روزه بگيرد و هر شب داستاني را تعريف كند، سحرگاه مي‌تواند يك سوزن را از سينه شاهزاده بيرون بكشد. روزهاي آخر اين چله، كنيزي مي‌خرد تا تنها نباشد. شب آخر وقتي به حمام مي‌رود كنيز از فرصت استفاده مي‌كند و سوزن را بيرون مي‌كشد و زن شاهزاده مي‌شود.

فيلم به همين راحتي كه تعريف مي‌كني تصوير شده؟

بله، به همين راحتي. اما اصلا‌ني در فيلم با كشيدن هر سوزن يك روايت را گنجانده است. هر روايت بخشي از تاريخ ايران است. اين فيلم تار و پودي از تاريخ و فرهنگ ايران است.

براي حضور در اين فيلم چقدر مطالعه كردي؟

نمي‌گويم درباره‌اش مطالعه كردم. اما درباره تك‌تك داستان‌ها و روايت‌ها با آقاي اصلا‌ني حرف مي‌زدم. در اين پروژه اساتيد بزرگي را داشتيم كه هركدام تاريخ اين سرزمين را مي‌دانند. فيلمبردار آقاي پورصمدي بود كه اطلا‌عات فوق‌العاده‌اي داشت. خانم قريشي ايران‌شناس هستند. تجربه فوق‌العاده خوبي بود. من در تمام طول كار حضور داشتم. لحظاتي مي‌شد ديد كه حتي بازيگرها هم در حياط مشغول كمك كردن به گروه هستند. هركدام از بازيگران چند شخصيت را ايفا مي‌كردند. همه چيز خيلي جذاب بود. از طرف ديگر موسيقي بسيار زيباي آقاي درويشي هم شنيدني است.

اين فيلم در كارنامه كاري شما خيلي متفاوت است. چطور به نقش نزديك شدي؟

آقاي اصلا‌ني فوق‌العاده به من كمك كرد. تمام شخصيت‌هاي فيلم با من تفاوت داشتند. در شروع كار خيلي نگراني داشتم. زماني كه به اصلا‌ني گفتم كه نگرانم فقط با حرف من را آرام كرد. من فقط جزئيات را مي‌ديدم اما اصلا‌ني به كل كار احاطه داشت.

مثل اينكه چند سالي را روي فيلمنامه كار كرده بود؟

فكر مي‌كنم نزديك به 12 سال.

به نظرت كار چطور شده؟

من از كار خيلي راضي‌ام. اصلا‌ني هم كارگرداني فوق‌العاده‌اي داشت.

تا به حال تجربه موفقي درباره آثار تاريخي در سينماي ايران نداشته‌ايم. عموما اينگونه فيلم‌ها در زمان اكران با شكست مواجه شده‌اند. ترسي نداشتيد كه اين فيلم هم به همين سرنوشت دچار شود؟

اگر من اينگونه فكر كنم كه اصلا‌ نمي‌توانم هيچ پيشنهادي را قبول كنم.

در بعضي موارد پايان كار مشخص است. ما امكانات و توانايي توليد برخي فيلم‌ها را نداريم.

اين حرف كاملا‌ درست است اما من مي‌گويم بايد هميشه اميدوار باشيم.

قبول كردن اينكه چنين فيلم‌هايي مي‌توانند خوب باشند همواره يك تبصره دارد. اينكه اين فيلم براي سينماي ايران ساخته شده است.

من مساله را به اين شدت نمي‌بينم. به نظرم با اين تفكر نمي‌شود هيچ كاري در سينما كرد. خود من اگر بخواهم فيلم بسازم و اينگونه به مساله فكر كنم قطعا هيچ فيلمي نخواهم ساخت.

يعني مي‌خواهي فيلم بسازي؟

وارد اين مقولا‌ت نشويم. گفتم اگر بخواهم...

يعني تصميمش را داري؟

فعلا‌ خير.

البته اين مسيري است كه چند تا از ستاره‌هاي سينماي ايران طي كردند.

من فعلا‌ قصدش را ندارم.

از فيلمي حرف بزنيم كه قبل از آتش سبز در آن بازي كردي. حس پنهان هم توسط كارگرداني ساخته شد كه تجربه سينماي داستاني كمي دارد. رزاق كريمي مستندساز مطرحي است. فيلمي هم ساخته بود كه اكران نشد.

فيلم‌هايي كه در دفتر توليد آقاي رزاق كريمي ساخته شده بودند را خيلي دوست داشتم. به همين دليل به اين كار اعتماد كردم. عوامل حرفه‌اي داشت. فيلمنامه را هم دوست داشتم.

شنيديم كه در پايان فيلمنامه دخالت داشته‌اي؟

نه... مساله اينگونه نبود. كارگردان اعلا‌م كرد كه فيلمنامه در حال بازنويسي است و او مي‌خواهد بازيگرها نظر خودشان را بدهند.

نقش شما در فيلم چيست؟

يك دكتر روانپزشك به نام سيمين معتمد. فيلم داستان يك زوج موفق است. اين روانپزشك سعي دارد به همه كمك كند اما خودش در ادامه دچار مشكل مي‌شود و هيچكدام از تجربه‌هاي قبلي او به كمكش نمي‌آيد. آن چيزي كه در فيلم مرا جذب كرد مساله تنهايي آدم‌ها بود. همه ما در نهايت تنها هستيم. مساله ديگر كه برايم جذابيت داشت، تم قضاوت در فيلم بود. اين دو مساله در همه حال براي من جذاب است و از دغدغه‌هاي من است. من هميشه از تنهايي مي‌ترسم و از تنهايي بعد از مرگ. در اين مورد هم با خيلي‌ها حرف زدم.

پس تقريبا معيارهايتان در انتخاب فيلم خيلي شخصي است. تمام دلا‌يلتان براي انتخاب كه تا حالا‌ي گفت‌وگو بيان كرديد بسيار شخصي است.

به علا‌وه مولفه‌هاي موجود در هر فيلم، به نظرم بايد ويژگي‌هايي وجود داشته باشد كه من را جذب كند.

براي رسيدن به نقش در اين فيلم چه كارهايي كرديد؟

من با يك دكتر روانپزشك صحبت مي‌كردم. حتي در برخي از جلسات مشاوره اين پزشك حضور پيدا مي‌كردم. بعد از مدتي حتي دكتر برايم جلساتي را ترتيب مي‌داد كه من خودم جلسه مشاوره را برگزار كنم.

يعني براي تمام فيلم‌ها چنين پروسه‌اي را طي مي‌كنيد؟

هميشه سعي مي‌كنم درحد امكان چنين كارهايي را بكنم.

حالا‌ از نتيجه كار راضي هستيد؟

خيلي زياد.

دو فيلم آتش سبز و حس پنهان از شما در جشنواره حاضر بود فكر مي‌كني حق گرفتن چه سيمرغهايي داشت؟

هيچ فكري در اين باره نمي‌كنم. چون تمام فيلم‌هاي جشنواره را نديدم.

حالا‌ با همين پيش‌فرض كه شما بازيگر هستيد و در پروژه حضور داشته‌ايد.

عادت كرده‌ام با پيش‌فرض حرف نزنم.

از فيلم ترديد بگوييد. نقش كوتاهي هم داريد.

نقش كوتاهي دارم ولي به حضور در اين فيلم افتخار مي‌كنم. فيلم داستان هملت است ولي نقش من نقشي فرعي است كه در داستان اصلي وجود ندارد. مهم‌ترين مولفه براي حضور من در اين فيلم تهيه‌كننده و كارگردان بودند.

فكر مي‌كنم در هر انتخاب دنبال دليل هستي تا حضورت را توجيه كني؟

به هر حال يك انگيزه‌اي بايد وجود داشته باشد. اين دلا‌يل به من براي كار انرژي مي‌دهد.

حالا‌ فيلم در چه وضعيتي است؟ آيا دوباره آغاز خواهد شد؟

اتفاقا بازي من هنوز شروع نشده بود كه اولين سكانس به پايان رسيد. فعلا‌ كه همه عوامل قول همكاري مجدد را داده‌اند.

<زن‌ها فرشته‌اند> در بين اين فيلم‌ها انتخاب عجيبي است.

دوست داشتم كار كمدي را تجربه كنم.

موميايي را هم بازي كرده بودي؟

آنجا بار كمدي روي دوش من نبود. در اين فيلم قضيه متفاوت است. خودم به شدت مشتاقم كه نتيجه كار را ببينم.

فيلم كه توقيف نشده؛ شنيدم كلي اصلا‌حيه خورده؟

ديگه شنيدن اين شنيده‌ها برايم چيز جديدي نيست. همه چيز در سينماي ايران ممكن است.


نويسنده: محمود مورخ: سه شنبه سوم اردیبهشت 1387 در ساعت: 4:30 بعد از ظهر
      |+|
۱۲ عکس از بازگران زن سينمای ايران
Image hosted by allyoucanupload.comImage hosted by allyoucanupload.comImage hosted by allyoucanupload.comImage hosted by allyoucanupload.com نيكي كريمي niki karimi 
نويسنده: محمود مورخ: سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386 در ساعت: 4:24 بعد از ظهر
      |+|

 

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
www.j28.biz & www.TakTemp.com & www.j28.ir